جای تاسف داره اما همه چیز نو شده الا خودم همه چیز یه رنگ و بوی دیگه پیدا کرده الا خودم، به خودم که نگاه می کنم برفهایی رو پیدا می کنم که کم کم داره موهام رو می پوشونه، خودم دارم کهنه می شم اما همه چیز داره نو می شه، همیشه فصل پاییز رو دوست داشتم چون نماد کهنه شدنه اما حالا پاییز هم داره نو میشه نمی دونم با این نو شدن چی کار کنم خیلی سخته که همه چیز نو بشه و تو کهنه بشی. غم تلخ یک شکست همیشه آزارم می ده اما حتی شکست هام هم داره نو میشه و خودم کهنه و کهنه و کهنه
برچسب: کارهای جدید و نو,شعر نو جدید و زیبا,شغل جدید و نو,کار جدید و نو,شغلهای جدید و نو,مشاغل جدید و نو,شعر جدید و نو,اشعار جدید و نو,جدید و نو,جديد نو مين وو,
نویسنده: آرتمیس حکیمی