روزهای دلتنگی شب های حیرانی - تاریخ: 1400/9/9 ساعت: 22:36
همیشه نوشتن برام از حرف زدن راحت تر بوده نمی دونم چرا اما راحتتر بوده انگار تو نوشتن یه چیزهایی رو میشه گفت کهxa0تو حرف نمیشه انگار وقتی می نویسم تمام دلم رو می تونم روی کاغذ بیارم اما وقتی حرف می زنم فقط یه چیزهایی رو باید حذف کنم یا یه چیزهایی رو همینطور بی خودی اضافه کنم . به همین خاطر وقتی که دل...
خواب - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:35
خوابم می آید میخواهم بخوابم می خواهم در این خلوت گرم آسوده، رها و آرام بخوابم، خوابی می خواهم بی رویا، بی ترس، خوابی می خواهم عمیق، ژرف، خوابی می خواهم تا انتها. این روزها بیداری اذیتم می کند چشمانم سنگین است. پلکهایم را که می بندم سیاهی است اما خواب زیباست خوابیدن را دوست دارم. خیال را هم نمی خواهم...
و باز هم نوشتن - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:34
می خواستم دیگر ننویسم دیگر ذهنم را برای نوشتن درگیر نکنم بگذارم به کارهای خودش برسد، بگذارم با بازی های بی امان این زمانه سرگرم باشد. اما نمی شود، نمی شود که من ساکت باشم و ذهنم را در پستوی قلبم پنهام کنم او نمی خواهد بی کار باشد، می خواهد پرواز کند، بالهای بسته و قفس را دوست ندارد. و حالا می نویسم ...
جدید، نو و تازه - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:34
جای تاسف داره اما همه چیز نو شده الا خودم همه چیز یه رنگ و بوی دیگه پیدا کرده الا خودم، به خودم که نگاه می کنم برفهایی رو پیدا می کنم که کم کم داره موهام رو می پوشونه، خودم دارم کهنه می شم اما همه چیز داره نو می شه، همیشه فصل پاییز رو دوست داشتم چون نماد کهنه شدنه اما حالا پاییز هم داره نو میشه نمی ...
بیرون از خانه - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:34
نمیدانم بیرون از خانه چه خبر است صدایی در دل شب اعماق قلبم را می لرزاند صدایی وهم آلود، آن بیرون چه خبر است شاید همه اینها خیالی بیش نباشد اما مرا می ترساند شاید باید همین جا بمانم در دل خانه تا آن صدا قطع شود شاید اینجا امن تر باشدxa0 اما صدا نزدیک تر می شود انقدر نزدیک که خیال می کنم همین جاست پشت...

برچسب‌های مرتبط

خوابگاه دختران | خواب به انگلیسی | خواب تلخ | خواب مار | خوابم میاد | خواب رفتن دست | خوابگاه دانشجویی | خواب زده ها | و باز هم عشق | و باز هم تنهایی